جایی برای شما
لطفا با درج نظر و تبادل لینک ما را یاری و همراهی کنید
هر روز که از خونه خارج میشویم (و البته بعضی ها هم هر شب از خونه خارج میشن که کاری به اونا نداریم) و به سطح شهر پا میگزاریم با جملات و عباراتی روبه رو میشویم که بسیار آشنا هستند و به عبارتی در تار و پود زندگی ما رخنه کرده اند.این مطلب قصد دارد به صورت اجمالی و گذرا نگاهی داشته باشد به 12 عبارت پر کاربرد در میان ایرانیان که به سمع و نظر شما میرسد:
1- هوی گوسفند چه خبرته؟!؟! گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده ولی ما امروزه به رانندگانی که چراغ قرمز را رد میکنند، رانندگانی که به محض سبز شدن چراغ و جهت یادآوری خاطره حنابندان مادر بزرگشان بوق های ممتد میزنند ،رانندگانی که بسیار خرکی می رانند ، عابرانی که از وسط اتوبان رد می شوند و یا صف اتوبوس را رعایت نمیکنند ،بازیکنان تیم ملی فوتبال وقتی موقعیتی را خراب می کنند و کسانی که موقع راه رفتن پای دیگران را لگد میکنند می گوییم : هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!
2-خفه شو آشغال عوضی بی شعور! غیر ممکن است شما دختر باشید و تا به حال این جمله را نگفته باشید چون غیر ممکن است که تا به حال هیچ پسری به شما تیکه ننداخته باشد.در هر صورت تجربه نشان داده است دخترانی که اینگونه فحش های رکیک را می دهند در بین پسران طرفداران بیشتری دارند! پس دفعه بعدی که یک نفر در خیابان به شما چیزی گفت به جای به کار بردن این جمله رکیک خیلی راحت بگویید مزاحم نشو آقا من شوهر (ویا نامزد و یا هر کلمه مشابه دیگری) دارم.
3-از همه پسرها متنفرم از آنجایی که تب پیدا کردن بوی فرند(BF)و (GF) در بین دوشیزگان پسران دبیرستانی بسیار رواج پیدا کرده و یک جورایی از نان شب هم برای این عزیزان واجب تر است و از آنجایی که این دختران نوگل عمراً به پسر پایین تر از 25 سال پا بدهند و از آنجایی که یک پسر 25 ساله خیلی چیزها را میداند ولی یک دختر 16-17 ساله خیلی چیز ها را نمی داند پس طبیعی است که این وسط چه کسی باید گرگ شود و چه کسی قربانی.... طبق آمار های گرفته شده 99 درصد دختران دبیرستانی قبل از خوردن100 عدد قرص دیازپام و خودکشی این جمله را بیان می کنند:از همه پسر ها متنفرم! 4 4-الو! صدات قطع و وصل میشه.برو یه جا که آنتن داشته باشی! طبق تحقیقات به عمل آمده به طور متوسط نیمی از زمان مکالمه با تلفن همراه در اقصی نقاط کشورمون صرف گفتن جمله بالا میگردد.شایان ذکر است در پاره ای از موارد جملات دیگری به جای جمله بالا به کار میروند که شامل همین مضمون هستند و عبارتند از:قطع و وصل میشی حاجی ، نقطه کور ایستادی صدات نمیاد ، برو اون خطت رو بفروش با پولش آدامس بخر، ای تو روح مخابرات و نیز مخابرات فلان فلان شده فلان زده فلان کش فقط بلده هی پول قبض بگیره!(به جای کلمه فلان فحش های مورد نظر را جایگذاری کنید)
5-آقای حسینی ، لطفاً یه کم راهنمایی کنید؟ منظور از جمله بالا مسابقات تلویزیونی و مجریان دلنواز و جایزه های نفیس(اعم از ساعت مچی و دیواری و رومیزی و زیر میزی و کنار میزی و اشتراک یک سال پوشک My Baby و دویست و چهل و نه تومان پول نقد و ...) و شرکت کنندگان بسیار باهوش (با بهره هوشی در حد جلبک های فتوسنتز کننده اعماق اقیانوس ها) می باشد.معمولاً عبارت « آقای مجری میشه یه راهنمایی بکنید؟» بعد از قرائت سوال توسط مجری بامزه و تو دل بروی برنامه ، توسط شرکت کننده که احتمالاً صغری 34 ساله و ترشیده و یا کرم علی 14 ساله و محصل می باشند ، پرسیده میشود(نگاهی به شرایط سنی و اجتماعی شرکت کنندگان این مسابقه،خود به تنهایی برای نشون دادن سطح نازل این برنامه ها کافیه). تا شرکت کننده محترم بتواند بعد از راهنمایی های مربوطه توسط مجری محترم (که بسته به آی کیوی شرکت کننده از حرکات موزون تا گفتن جواب مسابقه تغییر میکند) به جواب مورد نظر دست بیابد. سوالات برنامه نیز می موضوعاتی همچون آرامگاه خواجه حافظ شیرازی کجاست؟ ، تعداد انگشتان دست و یا پا در انسان چند تاست؟ ، علی دایی کیست ، چرا زن نمی گیری و موضوعاتی از این قبیل می باشد.
6-ای بابا!آقای راننده، من هر روز این مسیر رو با تاکسی میام.دیروز 250 تومان بود.یعنی چی الان میگی باید 1250 تومان بدم؟!؟! در جایی که گنجشگکان میومیو می کنند و سگ ها جیک جیک و گربه ها واق واق ، پس خیلی طبیعی است که صبح روز بعد کرایه را چند برابر کنند! (شرمنده همه دوستان اگه این دو- سه تا جمله یه کم مبهم شد.باور کنید نمی تونستم واضح تر از این بنویسم!)
7-آقای دکتر مریض تخت دو که دیروز عملش کرده بودین، همین الان تموم کرد! آقا جان من اشتباهات پزشکی هم جزئی از عمل های جراحیه!به فرض هم که یه دکتر متخصصی از هر 4 نفری که عمل می کنه 3 نفرشون میمیره.دلیل نمیشه که شما فکر کنید این بنده خدا سواد نداره و به خاطر پارتی و رابطه و اینا مدرکش رو گرفته! اصلاً اگه طرف آدم نکشه که بش نمی گن دکتر که! بابا جان اون یه چیزی حالیشه.طرف دکتره ها! گیر نده عزیزم.برو ماستتو بخور.به توچه طرف چه جوری و از کجا (منظور اوکراین نیست ها!) مدرکشو گرفته؟
8-شلام ژن.اون پنژره رو ببند شوژ میاد!(یعنی:سلام زن.اون پنجره رو ببند سوز میاد) بحمدالله در زمینه اعتیاد و معتاد پروری توانستیم بترکونیم و موفق شدیم سن اعتیاد را به حدود 14 الی 15 سالگی کاهش بدیم و اصولاً در این زمینه هیچ یک از استاندارد های جهانی برای ما رقمی به حساب نمی آیند. در هر صورت جمله بالا یکی از پرکاربردترین جملاتیه که هر روز میشنویم یا شاید هم خودمون به زبونش میاریم!
9-برخورد یک دستگاه مینی بوس با یک سواری حادثه آفرید! خوب دیگه همه میدونیم خودرو هامون فرسوده اند و جاده هامون فرسوده تر و رانندگانمون خواب آلوده تر!
10-ایش ! براتعلی پتو جان یعنی من با تو ازدواجکنم؟!؟!؟ در این گیتی پهناور ، ما جوانان لایق و شایسته ای داریم که رویای ازدواج با آنان خواب و خوراک را از هر پسری می رباید: براتعلی پتو زاده (معروف به براد پیت) ، محمد رضا خان (یکی از شاهزاده های خاندان گلزاریه) ، جناب آقای علی سنتوری (البته قبل از اینکه وارد فاز خماریجات بشوند) ، انریکه گیلاس سیاس! و ..... همگی در زیبایی و ملاحت سر آمد هستند لذا روزانه ده ها و بلکه هزاران بار با این جمله و درخواست روبه رو گردیده. واسه همین دیر به دیر میام تو رو خدا دعا کنید کنکور هر چی می خوام قبول شم اگه اهل نماز و دعایین واسم دعا کنید و اگه نیستید چه می دونم با روش تلقین دنیا رو در جهت خواست من فرض کنید (منظورم روش سکرته) یه دنیااااااااااااااااااااا ممنونتونم بازم ممنون با شروع سال تحصیلی جدید موجی از اعتراضات دانشجویان علیه کودتاچیان آغاز شده است. در همین راستا دیروز جشن تولد مهندس میر حسین موسوی بهانه ای شد تا دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز هم،همراه با دیگر دانشجویان اعتراض خود را به روند وقایع اخیر نشان دهند. در حدود ساعت دوازده ظهر دیروز صدها تن از دانشجویان این دانشگاه در محوطه دانشکده فنی واحد تهران مرکز گرد هم آمدند و باپخش شیرینی و در حالیکه نماد های سبز داشتند و شعار "رئیس جمهور ملت،تولدت مبارک" و "یا حسین،میر حسین" سر می دادند،تجمع خود را آغاز کردند. در ادامه این مراسم دیگر دانشجویان با سردادن شعارهایی مانند "مرگ بر دیکتاتور"،"ای دولت کودتا،استعفا استعفا"،"موسوی زنده باد،کروبی پاینده باد" به آنان پیوستند. به دنبال این شکل گیری این حرکت اعتراضی، ماموران حراست دانشگاه وارد شدند و چندین بار سعی دکردند با تهدید دانشجویان را پراکنده کنند که حضور پر شور دانشجویان تلاش آنان را ناکام گذاشت. این مراسم که بیش از یک ساعت به طول انجامید، با خواندن سرود های "ای ایران" و "یار دبستانی" به پایان رسید. گفتنی است همزمان مراسم مشابهی در دانشکده حقوق و دانشکده علوم انسانی واحد تهران مرکز برگزار شد. در این دانشکده نیز ماموران حراست اقدام به برخورد و احضار تنی چند از دانشجویان وممانعت از ورود برخی دیگر از دانشجویان کردند. بیش از این و در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری(در روز سیزده خرداد) بسیج دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز اقدام به ضرب و شتم دانشجویان طرفدار دو کاندیدای اصلاح طلب کرده بود که منجر به بستری شدن چهار تن از دانشجویان شد. اخیرا نیز سردار فضلی در اظهار نظری بی سابقه دانشگاه دانشگاه آزاد را از عوامل آغاز آنچه وی اغتشاشات می خواند دانست خبرآنلاین: مسلمانان آمریکا، روز جمعه گذشته 25 سپتامبر در مقابل مجلس آمریکا اقدام به برپایی نمازجمعه کردند. هدف آنها از این اقدام نمایش نمادین برای زدودن تبلیغات منفی بر علیه مسلمانان امریکا عنوان شده است. نکته جالب در این نماز این است که بخشی از نمازگزاران با کفش در حال نماز هستند. بحث حرام وارگی برخی افعال سیاسی در دولت اصلاحات و سپس وارونگی این حرام وارگی در دولت پس از اصلاحات به انحای گوناگون توسط سیاسی نویسان نوشته شده و از سوی جامعه به روشنی درک شده است. از آب توبه ریختن بر سر موضوع رابطه با امریکا و صحبت درباره مردم دوست و برادر اسراییل گرفته تا قبح زدایی از حضور بانوان در ورزشگاه ها برای تماشای مسابقات فوتبال، تابوشکنی ها و وارونگی های متعددی در این چهار و اندی سال رخ داده که به فهرست نمی آید. اگر تنها به شکستن حرمت مراجع عظام، سبقت از قوانین و بی توجهی به مجلس شورای اسلامی، جابجایی ها و عزل ها تا یک هفته مانده به پایان عمر دولت، بلوکه کردن اموال شهرداری و شیوع مقاله های ساختگی و مدارک تقلبی بسنده کنیم، به تفاوت های ظاهری میان دو دولت و مدارای بزرگان با روسای این دولت پی می بریم و اگر به جای دولت بودیم، سکوت می کردیم و با تداوم اشتباهات بر طبل بی اعتباری نمی کوبیدیم. این روزها بنا بر پروژه حذف و جرحی که در ظاهر از 22 خرداد شروع شده و تا امروز بطور ناقص به اجرا درآمده و همچنان به ثمر ننشسته است، تخریب دولت های هفتم و هشتم جمهوری اسلامی که با اقبال واقعی مردم و تایید رهبری روی کار آمد و دست کم به دستاوردهایی دست یافت که باقیاتی چون اصلاحات سیاسی و فرهنگی از آن برجا ماند، در دست انجام است و با روش های دولت نهمی دنبال می شود. تاکتیک دولتی ها در تخریب سیدمحمد خاتمی و مجموعه دیپلماتیک تحت مدیریت وی همان تاکتیکی است که در جریان مناظره های انتخاباتی انتخاب شده بود و البته تنها در یک مناظره (احمدی نژاد - رضایی) به سدی محکم اصابت کرد و به قول خودشان "به خودشان بازگشت". در این تاکتیک با توجه به فقدان دستاوردها و موفقیت های کافی در عرصه های مختلف، به تخریب رقبایی پرداخته می شود که ممکن است به دلیل داشتن سابقه ذهنی مثبت نزد مردم، عزیزتر و خوش اقبال تر از آنها شمرده شوند و فلذا اعتباری افزون تر بیابند. تنها در چنین تنگنای حسدآلود و قدرت خواهانه ای است که می توان در یک مسابقه به دستکاری اتومبیل رقیب دست زد و اجازه سبقت و حرکت روان را از او گرفت و به یمن بداخلاقی از خط پایان عبور کرد. در قاموس این گروه، تخریب و تضعیف بهترین نسخه برای سبقت از رقیب است؛ چرا که تقویت قوای خود و اتکا بر داشته های خود کافی به نظر نمی رسد. (حتی اگر بگوییم که رای این گروه و این نگرش چیزی حدود 23 میلیون نفر بوده است) معلوم نیست چرا دولتی ها که تصدی تمام وزارتخانه ها، تعامل با مجلس اصولگرا، حمایت رهبری، همپیمانی برادران سپاه و دستگاه های امنیتی، منابع ثروت، صداوسیما و رسانه های دولتی و به تعبیر خودشان 23 میلیون نفر (نزدیک به دو برابر جناح رقیب) طرفدار را در اختیار دارند، چه نیازی به استفاده از ابزار تخریب و رواج بداخلاقی های سیاسی و دامن زدن به اختلافاتی دارند که از سوی رهبر نظام نیز تقبیح شده است؟ اینجاست که ذهن شکاک می شود و درباره چرایی تخریب اصلاح طلبان و انتقام جویی از آنها به فکر فرو می رود. زمانی که اصلاح طلبان در سال 76 به دولت راه یافتند، حجم تخریب ها و مقابله ها از سوی اصولگرایان به اندازه ای بود که منطق رقابت سیاسی می توانست آن را توجیه کند. در آن زمان اصولگرایان شکست خورده بودند و از هیچ حربه ای برای اعمال فشار بر دولت اصلاحات و نیز تکفیر و تهمت بر آن غافل نمی شدند. اما مگر زمان حاضر زمان پیروزی این جناح بر اصلاح طلبان نیست؟ و مگر نمی گوییم که حامیان جنبش اصلاحات کمتر از نیمی از اصولگرایان هستند و بعد از انتخابات به دلیل رهبری آشوب ها و اغتشاشات، همان اندک آبرو را هم از کف داده اند؟ پس علت خلاقیت ورزی رسانه های دولتی در ساختن داستان های تازه درباره این چهره های شکست خورده و ناکام چیست؟ دور از ذهن نیست اگر بگوییم همان گونه که اصولگرایان مجوز حلال کردن حرام هایی چون رابطه با شیطان بزرگ و ملت خواندن ساکنان سرزمین های اشغالی را داشته اند، به همین ترتیب قصد دارند تابوها را یک به یک بشکنند و در آینده نزدیک به مصالحه هایی با غرب در امور هسته ای هم تن دهند و احیانا با افرادی چون جورج سوروس نیز نشست و برخاست کنند و جملگی البته از موضع اقتدار و عزت. بد نیست رسانه های دولتی به بازتاب های عملکرد سه ماه گذشته شان در پخش اعترافات و تهمت زدن ها و داستان پردازی درباره کشته شدگان و بازداشتی ها و... نزد جامعه توجه کنند و بررسی کنند که آیا تاکتیک هایشان تاثیرات موردنظر را بر ذهن جامعه گذاشته است یا خیر؟ و یک توصیه به رسانه های جناحی که خود را پیروز انتخابات و پیروز مناسبات جهانی و پیروز بازی هسته ای و پیروز مقابله با فتنه ها می داند؛ آن اینکه لحن و ادبیات پیروزی، لحن و ادبیات تخریب و خشونت نیست. پیروزها احتیاجی به تخریب ندارند؛ همان اندازه که شکست خورده ها احتیاج دارند. به گزارش خبرنگار "موج سبز آزادی" صبح امروز با اطلاع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف از حضور کامران دانشجو، وزیر علوم متقلب دولت کودتا در این دانشگاه تجمع بزرگی از دانشجویان معترض تشکیل شده است که هنوز تا ساعت 12 امروز ادامه دارد. بر پایه گزارش های رسیده جمعیتی بین 1000 تا 2000 نفر از دانشجویان این دانشگاه از مقابل درب کتابخانه مرکزی به سمت درب اصلی این دانشگاه در خیابان آزادی حرکت کرده اند و با دادن شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "محمود خائن"، "کروبی بت شکن" و بسیاری شعارهای دیگر، یک بار دیگر به کودتاچیان نشان دادند که دانشگاه زنده تر از همیشه به عنوان قلب جنبش سبز مردم ایران می تپد. با توجه به جمعیت نسبتا کم دانشگاه شریف نسبت به دانشگاه های دیگر و بافت غیر سیاسی آن بسیاری از ناظران از برگزاری چنین تجمعی در این دانشگاه ابراز شگفتی کردند. شدت و حدت شعارها به حدی است که در مقابل دانشگاه در خیابان آزادی مردم عادی نیز جمع شده و به حمایت از دانشجویان پرداخته اند. از جمله شعارهای جدیدی که در این تجمع بر علیه کامران دانشجو داده شده شعار"دروغگوی عمروعاص، 63 درصدت اینجاست" بود. ایشان اهل شیراز هست و درسال 1999 در لندن با حاكم قطر ازدواج كرده و دارای یك پسر و یك دختر میباشد اولین آشنائی او با حاكم قطر در میهمانی افطاری حاكم در قصر شیخ قطرواقع در منطقه باغ اناری شیراز بوده است بقیه عکس هاش بهتره تره اگه می خواین برین ببینید در ادامه مطلب خیلی تیپ های جالبی زده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

بازداشت 10 نفر در شهرآورد سرخابی های تهران
نامهها و بیانیههای موسوی و کروبی در بحرانیترین لحظات بدجوری سر زیرِ برف کردنها را زیرِ سوال میبرد و امید را در دلها زنده نگه میدارد. این همه تهدید و ترعیب و تخریب و این ایستادهگی و دلاوری چیزی را به جز جان بر کفی و مردانهگی نیست. کروبی ترس را در خودش کشته و این به کشتارِ دستهجمعییِ وحشت و رعب در دلِ مردم بسیار کمک کرده و خواهد کرد.موسوی بذرِ آرامش را در دلهای مردم کاشته و این بذر خیلی زود به جوانه و ساقه تبدیل شده. شاید اگر کسانِ ذیگری جایِ کروبی و موسوی بودند و اینطور خود را به مردم نزدیک نمیکردند، حالا مردم اینطور آرامش نداشتند و خشونت دوطرف میشد اما این خشونت یکطفه باقی ماند و تا ابد هم باقی خواهد ماند.

ادامه مطلب
ادامه مطلب







